گروه فرهنگی-اجتماعی برهان/حجت الاسلام مصطفی عزتی؛ «حضور در بطن جامعه» و «تبلیغ دین» از عناصر ذاتی و قوام بخش پیکرهی روحانیت شمرده میشود. تأکید بر حضور مستمر و بدون پیرایهی روحانیون در میان جامعه و ترک گوشه نشینی و بیخبری از اوضاع و احوال مردم، در کنار عنصر تبلیغ دین، از سفارشهای همیشگی بنیان گذار نظام مقدس جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی(ره) به روحانیون بود که امروزه جانشین خلف ایشان، مقام معظم رهبری(مدظله) نیز در دیدارهای مختلف خود با روحانیون و مبلغین – از جمله در دیدار اخیر ایشان با روحانیون استان کرمانشاه – بر این دو عنصر تأکید فراوان دارند. در همین راستا، در این مقاله نگاهی گذرا خواهیم داشت به این دو عنصر، از چهار زاویهی «اهمیت»، «آثار»، «آسیبها» و «انتظارها».
الف) حضور در بطن جامعه و فاصله نگرفتن از آن
1. اهمیت
1.1. لازمهی ایفای نقش
در نگاه مقام معظم رهبری، «روحانی باید به طور علنی در صحنهی جامعه حضور داشته باشد تا بتواند به طور مستمر در مکانهای عمومی در کنار دیگر آحاد مردم به ایفای نقش بپردازد.» بدیهی است، روحانی که خود را در دایرهی حجره و تدریس محصور کرده باشد از ایفای بسیاری از وظایف ذاتی خود که مستلزم حضور در جامعه و در بین عموم مردم میباشد، باز خواهد ماند. «حضور در مسایل اجتماعی، همراه با اخلاق، نصیحت و ارایهی طریق» از وظایف مورد تأکید مقام معظم رهبری برای روحانیون میباشد.
ایشان در تبیین اهمیت این حضور خطاب به روحانیون میفرمایند: «یکى از چیزهایى که به نظر من به شما کمک میکند، این چیزى است که در مورد نبى مکرم، امیرالمؤمنین(صلواتاللهعلیهما) فرمودند: «طبیب دوّار بطبّه» نباید پشت میز و توى اتاق حبس شد. شکل ادارى پیدا کردنِ ما مجموعهى روحانى، به نفع ما نیست. هر مسؤولیتى هم در هر جا داریم، این حالت طلبگى خودمان، حالت آخوندى خودمان، حالت روحانى خودمان را - که انس با مردم، رفتن میان مردم، گفتن به زبان مردم، شنیدن درد دل مردم است - باید از دست ندهیم. البته ما هر دو جورش را در بین روحانیون دیدهایم. کسانى بودهاند که هیچ سمت رسمى هم نداشتند، در عین حال رفتارشان با مردمى که با آنها مواجه بودند، مثل رفتار یک آدم ادارى، خشک، بى انعطاف، بى توجه، بى محبت و بی لبخند بوده است. عکسش را هم دیدهایم.
کسانى هم بودهاند که مسؤولیتهاى ادارى داشتند، اما در همان گوشهاى و ضلعى که با مردم تماس پیدا میکردند، رفتار محبت آمیز، رفتار پدرانه، رفتار مشفقانه و دلسوزانهای با مردم داشتهاند؛ این خوب است، این درست است. پس این هم یک مسأله است؛ یعنى حبس نشدن مجموعه در قالبهاى سازمانى. نه این که من با سازماندهى مخالف باشم؛ نه، بدون سازماندهى، بدون تشکیلات، مدیریت امکان ندارد و کار هم پیش نمیرود. نخیر، بنده معتقد به نظم سازمانى هستم؛ اما معتقدم که این نظم سازمانى نباید ما را از هویت خودمان خارج کند. ما در همه صورت روحانى هستیم. بایستى با همان منش روحانى، به شکل روحانى که در عالم شیعه وجود دارد، مشى کنیم. ... این را باید حفظ کنید؛ این چیز خیلى مهمى است.» [1]
در نگاه مقام معظم رهبری، «روحانی باید به طور علنی در صحنهی جامعه حضور داشته باشد تا بتواند به طور مستمر در مکانهای عمومی در کنار دیگر آحاد مردم به ایفای نقش بپردازد.» بدیهی است، روحانی که خود را در دایرهی حجره و تدریس محصور کرده باشد از ایفای بسیاری از وظایف ذاتی خود که مستلزم حضور در جامعه و در بین عموم مردم میباشد، باز خواهد ماند.
2.1. امکان ایجاد ارتباط بین دانش روز و تعالیم دینی
ارتباط دانش امروز با تعالیم دینی نیازمند تخصصی است که در فرآیند حضور روحانیت در بطن جامعه امکان پذیر است. حضور مستمر روحانی عالم و متخصص در بطن اجتماع و ارتباط با مراکز علمی و آکادمیک، ضمن افزایش آگاهی روحانی نسبت به دانش روز و دغدغهها و نیازهای جامعه و توانایی در تشخیص گزارههای دینی مرتبط با دانش روز جهان، به او در راستای کاربردیتر کردن آموختههای حوزوی کمک شایانی خواهد کرد. اصلی و فرعی کردن مباحث تخصصی علوم مختلف اسلامی و مشغول نشدن به مسایل غیرکاربردی و یا مسایل کاربردی اما غیرضروری و دست چندم، مستلزم حضور دایمی روحانی در بیرون از فضای حوزه است.
مشغول شدن روحانی به استخراج حکم حرامِ دایمی شدن یا نشدن زن بر مرد در صورت طلاق برای بار ششم و یا نهم و...! یا حساب کردن میزان ارث جدّ دوم، سوم و... میت! اگر چه با توجه به سن رایج ازدواج و نوع خاص طلاق، در گذشتههای دور، در آن زمانها نه تنها کار بیفایدهای نمینمود بلکه مورد نیاز جامعه هم بود، اما به یقین این کار امروزه بیفایده یا بسیار کم فایده بوده و از مصادیق بارز اتلاف وقت محسوب میشود.
2. آثار
1.2. معرفی الگوی عملی به جامعه
از اثرهای حضور قشر روحانی در جامعه این خواهد بود که آنها به عنوان یک الگوی عملی با اعمال عالیهی خود که برگرفته از معارف دینی است، به جامعه الگو دهند. در اهمیت وجود الگوی عملی در جامعه همین بس که مؤثرترین روش امامان معصوم(علیهمالسلام) در عرصهی تبلیغ دین، تبلیغ عملی بود، یعنی خود آن بزرگواران تجسم عالی ارزشهای انسانی که همان ارزشهای قرآنی است بودند. خداوند در قرآن کسانی را که از خوبیها سخن میگویند اما خود به آن عمل نمیکنند، مورد نکوهش قرار داده و میفرماید: «اتأمرون الناس بالبر و تنسون انفسکم و انتم تتلون الکتاب افلا تعقلون؛ [2] آیا مردم را به نیکی دعوت میکنید اما خودتان را فراموش مینمایید با این که شما خودتان کتاب آسمانی را میخوانید، آیا هیچ فکر نمیکنید؟!»
و یا در جایی دیگر میفرماید: «یا ایها الّذین آمنوا لم تقولون مالا تفعلون کبر مقتا عند اللّه ان تقولوا ما لا تفعلون؛ [3] ای کسانی که ایمان آوردهاید چرا چیزی را که انجام نمیدهید به مردم میگویید، در نزد خداوند مبغوض و گناهی بزرگ است که کاری را که خود انجام نمیدهید به دیگران بگویید.» از نگاه اهل بیت(علیهمالسلام) عالِم واقعی آن کسی است که علمش همراه با عمل باشد. امام صادق(علیهالسلام) میفرمایند: «العالم من صدّق فعله قوله و من لم یصدّق فعله قوله فلیس بعالم؛ [4] عالم کسی است که رفتار او گفتارش را تصدیق کند و هر کس که کردار او سخن وی را تصدیق نکند و عمل او بر خلاف گفتهاش باشد، عالم نخواهد بود.» در روایتی دیگر از امام صادق(علیهالسلام) رسیده است: «کونوا دعاة الناس باعمالکم و لاتکونوا دعاة الناس بالسنتکم؛ [5] مردم را با عمل خود به نیکیها دعوت کنید نه با زبان خود»
تأثیر عمیق وجود الگوی عملی در جامعه از این جا سرچشمه میگیرد که هرگاه مردم که مخاطب مواعظ روحانیت هستند، ببینند که گوینده از صمیم جان سخن میگوید و به گفتهی خودش صد در صد ایمان دارد و از این رو خود اولین عمل کننده به این سخنان است، گوش جان خود را به روی سخنانش میگشایند و این جاست که سخنی که از دل برآمده است لاجرم بر دلها مینشیند. البته به همان اندازه که حضور روحانی باتقوا در جامعه به عنوان الگوی عملی مؤثر است، خدای ناکرده حضور یک روحانی بیتقوا در انظار مردم میتواند اثر ضدتبلیغی و مخرب داشته باشد.
مقام معظم رهبری در این رابطه میفرمایند: «یک وقتى به مناسبتى خدمت امام رسیدیم، صحبت راجع به یک روحانى بود که یک تخلفى کرده بود و امام با ما مشورت مىکردند که با او چگونه رفتار شود. من به ایشان مفصل گفتم که این پیروزى شما در انقلاب، محصول هزار سال آبروى روحانیت شیعه است - والّا چرا باید وقتى یک مرجع به میدان آمد، مردم اینطور به دنبالش بیایند و جانشان را فدا کنند، که در نهضت امام بزرگوار ما کردند. هزار سال آبروى شیعه متراکم شد تا به این جا رسید که یک مرجعى مثل امام بزرگوار ما که جرأت داشت، شجاعت داشت، قابلیت داشت، روح فداکارى و آگاهى به زمان داشت، پا بگذارد وسط میدان و مردم هم به دنبالش بیایند - حالا بعضى از این هم لباسهاى ما مثل موریانهاى که در یک بنایى بیفتد، دارند این آبروى هزار ساله را ذره ذره مىخورند و از بین مىبرند؛ ایشان هم این معنا را تصدیق کردند. واقع قضیه همین است. باید مراقب باشیم ما جزو آن موریانهها نباشیم. خداى ناکرده هر عملِ زشت و وقیح و یک کار نامناسبى که از یکى از ماها سربزند، رخنهاى در آن ذخیرهى ارزشمند هزار سالهى روحانیت و علماى شیعه است.» [6]
2.2. تقویت تئوری جوابگویی اسلام به نیازهای بشر
این سؤال که آیا دین اسلام قابلیت پاسخگویی به نیازهای بشر امروزی را دارد یا نه، از سؤالهای بسیار رایجی است که هر روزه با آن مواجه میشویم. این سؤال امروزه به عنوان یکی از شبهات مهم، دست آویزی برای تشکیک در مبانی نظام جمهوری اسلامی شده و به طور دایم در رسانههای مخالف مطرح میگردد. جدای از پاسخهای علمی و تئوریک که به این سؤال داده شده و میشود، حضور عملی روحانیت در اجتماع و پاسخگویی مستقیم به سؤالها و نیازهای اجتماعی، تقویت این دیدگاه را که تئوریهای اسلام قادر است بیش از دیگر مکاتب و ادیان تحریف شده، در حوزههای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه جوابگوی بشر عصر کنونی باشد، به دنبال خواهد داشت.
3. آسیبها
1.3. بیخبری از واقعیتها و مشکلات زندگی مردم
حجره نشینی، حضور نداشتن در اجتماع، دور شدن از مردم و عادت کردن به مراسمها و دعوتهای رسمی، سبب دوری و بیخبری روحانیت از مشکلات و واقعیتهای زندگی مردم و جامعه و در نهایت باعث خنثی شدن نقش مثبت این قشر در جامعه میگردد. امام علی(علیهالسلام) با توجه دادن به این نکتهی دقیق، در قسمتی از نامهی معروف خود به مالک اشتر برای فرمانداری مصر مینویسند: «فلا تطولن احتجابک عن رعیتک، فانّ احتجاب الولاة عن الرعیة شعبة من الضیق و قلة علم بالأمور؛ [7] یعنی: هیچ گاه خود را فراوان از مردم پنهان مدار که پنهان بودن رهبران، نمونهای از تنگ خویی و کم اطلاعی در امور جامعه میباشد.»
مقام معظم رهبری نیز با اشاره به همین فراز از نهج البلاغه میفرمایند: «معتقدم که براى یک مسؤول در دستگاه حکومتى - اعم از مسؤولیتى که بنده دارم یا مسؤولیتى که دیگر مسؤولان دارند - انقطاع از واقعیتها و دورى از مردم، عامل انحطاط است. معتقدم که یک مسؤول نباید اجازه دهد که از واقعیتهای جامعه و از خبرهایى که در جامعه جارى است، دور بماند. البته انقطاع از مردم - که در تعبیر امیرالمؤمنین(علیهالسلام) احتجاب از مردم است؛ یعنى حجاب داشتن و با مردم هیچ مواجه نشدن - چیز بسیار خطرناکى است.» حضرت به مالک اشتر فرمودهاند: «قلّة علم بالأمور»؛ به خاطر احتجاب از مردم، آگاهى انسان از همه چیز کم مىشود.» [8]
2.3. تحلیلهای غلط و بیاعتباری عمومی
حضور نداشتن مستمر در اجتماع همان طور که در آسیب قبل ذکر شد، افزون بر این که باعث بیخبری روحانیت از واقعیتها و مشکلات زندگی مردم میشود، باعث خواهد شد که روحانیت در تحلیل و برآوردهای خود نیز دچار غفلت و گمراهی شوند که این خود از عوامل مهم بیاعتباری مبلغان و گسترش دهندگان دین در هر جامعه خواهد بود. امام علی(علیهالسلام) در ادامهی فراز قبلی نامهی مهم خویش به مالک اشتر میفرمایند: «والاحتجاب منهم یقطع عنهم علم ما احتجبوا دونه فیصغر عندهم الکبیر و یعظم الصغیر و یقبح الحسن و یحسن القبیح و یشاب الحق بالباطل؛ [9] یعنی: نهان شدن از مردم، مسؤولان را از دانستن آن چه بر آنان پوشیده است، باز میدارد؛ پس کار بزرگ، کوچک و کار کوچک، بزرگ جلوه میکند. زیبا، زشت و زشت، زیبا مینماید و باطل به لباس حق در میآید.» ملاحظه میفرمایید که در این کلام امام، خلط بین «حق و باطل»، «بزرگ و کوچک» و «زشت و زیبا» از آسیبهای طبیعی پنهان شدن و حضور نداشتن در میان مردم دانسته شده است.
4. انتظارها
1.4. حضور بیتکلف و دایمی
از جمله خواستههای رهبری معظم از روحانیت این است که ایشان باید حضور بیتکلف، بدون دعوت رسمی و دایمی در جامعه داشته باشند. روحانی نباید منتظر این بنشیند که از او دعوت شود، بلکه خود او موظف است با حضور مستمر در میان جامعه به شناسایی نیازها و رفع آنها اقدام کند. مقام معظم رهبری در تبیین این انتظار به حق خود میفرمایند: «ما باید مثل پیامبر سراغ افراد برویم. دربارهى پیغمبر گفته شده است: «طبیب دوّار بطبّه قد احکم مراهمه و احمى مواسمه»؛ پیغمبر مثل یک پزشکِ دوره گرد حرکت مىکرد. پزشکان در مطب خود مىنشینند تا مردم به آنها مراجعه کنند، اما پیغمبران نمىنشستند تا مردم به آنها مراجعه کنند، آنها به مردم مراجعه میکردند ... هرجا یک روحانىِ خوب حضور داشته باشد، واقعاً یک مشعل است و نورافشانى مىکند. من و شماى روحانى هم باید خود را آن چنان که یک روحانى مىباید و مىشاید، بسازیم و روحانى باشیم.» [10]
در نقطهی مقابل، گوشه گیری و خانه نشینی علما و روحانیون، خواستهی همیشگی مستکبران و عوامل وابستهی داخلی آنان بوده است. چنان که در جایی دیگر مقام معظم رهبری میفرمایند: «رضاخان عاملى بود که انگلیسیها او را وارد صحنه کردند تا نظام دینى را در ایران به هم بریزد. به همین خاطر در سال 1314 شمسى گذاشتن عمامه و حضور روحانیت در جامعه را ممنوع کرد و نظام حوزهی علمیه را به هم زد و روحانیت را مجبور به خانه نشینى کرد. زمانى که او رفت و پسرش - محمدرضا - بر سرِکار آمد و بر امور مسلط شد، همین نیت را داشت و همین هدف و راه را - البته به شکلهاى مدرنتر و پیشرفتهتر - دنبال کرد و تا روزى که انقلاب پیروز شد، در این زمینه جلو رفت.» [11]
2.4. دفع شبهات و تبلیغات ضددین
روحانیت به عنوان متولی اصلی دین مردم، باید با حضور خود در اجتماع به سؤالها و شبهات افراد جامعه پاسخ دهند تا همان گونه که شبهات و تبلیغات ضددینی از سوی دشمنان دین و حکومت دینی، مرتب و فوج فوج تولید و عرضه میگردد، جواب و دفع عقاید منحط هم به صورت منظم، دقیق و به موقع ارایه گردد تا از اثرهای مخرب آنها کاسته شود.
در راستای اهمیت پاسخ گویی به شبهات، رهبری معظم میفرمایند: «عزیزان من! امروز شبهههاى نو و خطرناکى وجود دارد. آن شبهههاى قدیمى تمام شد. امروز، شبههى «ابن کمونه» را کسى مطرح نمىکند. امروز شبهات عظیم در تمام زمینههاى کلامى وجود دارد. از اصل توحید و لزوم دین بگیرید تا به وجود صانع و نبوّت عامّه و نبوّت خاصّه و بعد مسألهى ولایت و مسایل گوناگونى که در زمینههاى دینى و اسلامى وجود دارد، برسید. همهى اینها مورد بحث است و امروز نسبت به همهى اینها شبهه وجود دارد. چه کسى باید به این شبهات پاسخ دهد؟ مگر علما، مرزداران عقیده نیستند؟ آیا مرزهاى عقیده مدافع ندارد و رهاست؟ چه کسى در مقابل ایتام آل محمد(صلواتاللَّهعلیهماجمعین) که بىدفاع در معرض این امواج قرار گرفتهاند، جواب خدا را خواهد داد؟» [12]
ب) تبلیغ علمی و عملی دین
1. اهمیت
1.1. وجود دشمن مجهز به سلاحهای مدرن
امروزه مخالفان از سخت افزارها و نرم افزارهای مدرن برای تهاجم به اسلام و ایجاد شبهه افکنی در میان جوانان استفاده میکنند که باید برای مقابله با آنها، از شیوهها و روشهای متناسب با نیازهای نسل جوان استفاده کرد. وجود دشمنی در حال تهاجم، شاید در سالهای ابتداییِ اعلام خطر از سوی مقام معظم رهبری، توسط آحادی از جامعهی روحانیت خطری بسیار جدی تلقی نمیشد، اما امروز وجود چنین دشمنی با قدرت روزافزون و نقشههای پیچیده، تقریباً مورد اجماع است. گستردگی ابزار به کار گرفته شده از سوی دشمنان، از رادیو، تلویزیون و سینما تا چاپ نشریات و کتب و تا ماهواره و اینترنت، ضرورت فعالیت تبلیغی روحانیت و سختیهای این کار و به طور طبیعی تخصصهای لازم برای چنین تبلیغی را بیش از پیش نمایان کرده است.
مقام معظم رهبری در تبیین این تهاجم فرهنگی و ابزارهای گوناگون آن میفرمایند: «عزیزان من! امروز تهاجم فرهنگى با استفاده از ابزارها و فنآوریهاى جدید ارتباطى خیلى جدى است، صدها وسیله و راهروی اطلاعاتی به سمت فکر جوان و نوجوان ما وجود دارد، از انواع شیوههاى تلویزیونى و رادیویى و رایانهاى و امثال اینها دارند استفاده مىکنند و همین طور به صورت انبوه، افکار و شبهههاى گوناگون را در آنها مىریزند. باید در مقابل اینها ایستاد. امروز نمىشود به همان روشهاى قدیمى خودمان اکتفا کنیم، البته که جوان نمىآید. جوان را باید بشناسید، فکر او را باید بشناسید، آن چه را که به او هجوم آورده، باید بشناسید. تا میکروب و بیمارى را نشناسید که علاج نمىتوان کرد. اینها همه ملایى مىخواهد. درس خواندن، مطالعه کردن و کار کردن که همهى اینها زیر عنوان مهارتهاى دینى خلاصه مىشود.» [13]
امروزه مخالفان از سخت افزارها و نرم افزارهای مدرن برای تهاجم به اسلام و ایجاد شبهه افکنی در میان جوانان استفاده میکنند که باید برای مقابله با آنها، از شیوهها و روشهای متناسب با نیازهای نسل جوان استفاده کرد. وجود دشمنی در حال تهاجم، شاید در سالهای ابتداییِ اعلام خطر از سوی مقام معظم رهبری، توسط آحادی از جامعهی روحانیت خطری بسیار جدی تلقی نمیشد، اما امروز وجود چنین دشمنی با قدرت روزافزون و نقشههای پیچیده، تقریباً مورد اجماع است.
2.1. یأس مردم از نظام سرمایهداری و اشتیاق به اسلام
مقام معظم رهبری در صحبت اخیر خود در جمع روحانیون کرمانشاه حرکتهای مردمی گذشته در منطقه و مأیوس شدن مردم غرب از نظام سرمایهداری را موج سوم گرایش به اسلام دانسته و تأکید کردند: «در چنین شرایط حساس و سرنوشت سازی، روحانیت اسلام، باید به سلاح معنویت و علم مجهز باشد تا بتواند معارف دین را با استفاده از کتاب و سنت به صورت عقلانی و قابل فهم برای نسل امروز ارایه کند.»
به دنبال سقوط نظامهای کمونیستی، موجی از حرکت به سوی نظام لیبرال دموکراسی مبتنی بر سرمایهداری غربی در میان کشورهایی که معمولاً پیرو نظامهای حاکم بر جهان هستند، ایجاد شد. اما با گذشت زمان و آشکار شدن بیش از پیش ضعفهای این مکتب و حاکمیت عدهای قلیل بر تمامی منابع ثروت و قدرت و فقر مادی و معنوی اکثریت مردم جهان، شاهد یأس مردم از نظام سرمایهداری و اشتیاق روز افزون آنان به شناخت و پیروی از منبع حیات بخش الهی هستیم. علما و روحانیون اسلام به عنوان مبلغانِ آخرین و کاملترین دین الهی، باید با استفاده از مبانی مستحکم عقلی و متناسب با نیازهای روز، معارف منطقی و ریشهدار اسلام و راه حلهای این دین برای حل مشکلات مادی و معنوی بشر را برای مشتاقانی که در سراسر دنیا در حال افزایش هستند، ارایه کنند.
2. آثار
1.2. معرفی اسلام اصیل به جامعه
معرفی نسخهی تقلبی، منحرف و مسخ شده از اسلام، از جمله قدیمیترین و مهمترین تلاشهای دشمنان بوده است. «اسلام التقاطی» از همان روزهای نخست پیروزی انقلاب اسلامی، جزو مهمترین چالشهای پیش روی نظام بود. همیشه انسانهایی بودهاند که اسلام را با منویات نفسانی یا گروهی خود تفسیر کنند و این منویات را همان خواستهی حقیقی اسلام معرفی نمایند. تلاشهای کمونیستهای وطنی برای آشتی دادن بین اسلام و کمونیسم و تفسیر منحرف آیات قرآن و تطبیق آنها با شعارهای کمونیسم در ابتدای پیروزی انقلاب، شاهد صدقی بر این مطلب است. بعد از شکست کمونیسم نیز این مسیر با شکل جدیدی که امام خمینی(ره) آن را «اسلام آمریکایی» نامیدند، ادامه یافت و هنوز هم ادامه دارد.
در تبیین این خطر مقام معظم رهبری میفرمایند: «وقتى دین، مفسر و متصدى و متولى رسمى نداشته باشد، کار به این جا مىرسد که عدهاى از راه مىرسند و دین را با تفکر مارکسیستى و یا دموکراسى و سرمایهدارى غربى تطبیق مىدهند. امروز در دنیا کسانى هستند که اسلام را درست با آن چه که شرکتها و کمپانیهاى بزرگ مىخواهند، تطبیق مىدهند. اگر روحانیت وجود داشت، این طور نمىشد.» [14]
در مقابل این امواج انحرافی، معرفی اسلام اصیل به جامعه نیاز به مجاهدت سنگین تبلیغی روحانیت دارد. مقام معظم رهبری در تبیین این جهاد فی سبیل الله میفرمایند: «مردم را هدایت کنید. ذهن مردم را روشن کنید. مردم را به فراگرفتن دین تشویق کنید. دین صحیح و پیراسته را به آنها تعلیم دهید. آنها را به فضیلت و اخلاق اسلامى آشنا کنید. با عمل و زبان، فضیلت اخلاقى را در آنها به وجود آورید. مردم را موعظه کنید. از عذاب خدا، از قهر خدا، از دوزخ الهى بترسانید.
آنها را به رحمت الهى مژده دهید. مؤمنین و صالحین و مخلصین و عاملین را بشارت دهید. آنها را با مسایل اساسى جهان اسلام و با مسایل اساسى کشور آشنا کنید. این مىشود آن مشعل فروزانى که هر یک از شما عزیزان این مشعل را در هرجا روشن کنید، دلها روشن خواهد شد. آگاهى به وجود خواهد آمد. حرکت به وجود خواهد آمد.
ایمان عمیق خواهد شد. مؤثرترین حربه علیه این تهاجم فرهنگى و شبیخون نامردانهى دشمن همین است. از این به شدت نگرانم. مىخواهند نگذارند که روحانیون جوان، مؤمن، شجاع، آگاه و خوش فکر، در محیطهاى مختلف - در محیط دانشگاه، در محیط بازار، در محیط روستا، در محیط شهر، در محیط کارگاه - کار خودشان را انجام دهند. درست نقطهى مقابل کار آنها، همین کار و مجاهدت فى سبیل الله شماست (= تبلیغ) که با اتقان و با دقت و بالاتر از همه با اخلاص انجام گیرد.» [15]
معرفی نسخهی تقلبی، منحرف و مسخ شده از اسلام، از جمله قدیمیترین و مهمترین تلاشهای دشمنان بوده است. «اسلام التقاطی» از همان روزهای نخست پیروزی انقلاب اسلامی، جزو مهمترین چالشهای پیش روی نظام بود. همیشه انسانهایی بودهاند که اسلام را با منویات نفسانی یا گروهی خود تفسیر کنند و این منویات را همان خواستهی حقیقی اسلام معرفی نمایند.
2.2. دفع تزلزل، سرگشتگی و حیرانی معرفتی
بشر قرن 21، در وضعیت سرگشتگی و حیرانی عقیدتی و معرفتی به سر میبرد که این خود به دلیل وجود مکاتب و عقیدههای ناخالص و گاه شیطانی است که انسانها را در مراتب گوناگونی به تزلزل معرفتی و عقلی کشانده است و این خود عامل اصلی دوری و انحراف از صراط مستقیم وصول به خدا خواهد بود. درمان این سرگشتگیها و حیرانیها ممکن نیست مگر با عمل به دستورها و برنامههای اسلام، از این رو با وجود این وضعیت حساس، وظیفهی روحانیت اصیل اسلام که عهدهدار تربیت و پرورش دینی انسانها میباشند، بسیار سنگین و خطیر است.
3. آسیبها
1.3. نبود شناخت صحیح از مخاطب
تبلیغ در یک مسجد و یا یک محله، با تبلیغ در یک رسانهی فراگیر که ممکن است در سطح بین المللی انتشار یابد، تفاوت فراوانی دارد و به عنوان مثال در حوزهی رسانه و ارتباطات اگر تبلیغ به درستی انجام نشود، ممکن است به سوء تبلیغ منجر شود. مقام معظم رهبری بارها نسبت به این تفاوت ماهوی آگاهی دادهاند: «فرض کنیم، روحانى مىخواهد به دانشگاه برود. اگر او به تفاوت محیط ذهنى و روحى و عملى و فکرى دانشگاه با - مثلاً - بازار یا مسجد توجه نداشته باشد و همان طور که به بازار یا مسجد مىرود، با همان روحیه و با همان خصوصیات و با همان مطالب، به دانشگاه برود، به گمان قوى، در برخورد اشتباه خواهد کرد. باید دانشگاه را کماهو بشناسد و مسایل دانشجویان را بداند و بفهمد که مشکل و مسألهى دانشجو چیست؟ ... بنابراین، اولین نکته، شناخت محیط و مخاطب است.» [16]
«آشنایى با جریانهاى فکرى عالم، از جمله مقولاتى است که در حوزهها لازم و ضرورى است بدون آن، آن چه را که براى تبلیغ تصمیم مىگیریم و عمل مىکنیم، نمىتوانیم اطمینان داشته باشیم که به جا واقع خواهد شد. اگر مخاطبان خودمان را انتخاب نکنیم و آنها را نشناسیم و جریانهاى فکرى محیط بر آنها را نشناسیم، ممکن است چیزى بگوییم که در ذهنشان قرار ندارد و مورد استفهام و استبصارشان نیست، یعنى کار بیهودهاى انجام دادهایم! مخاطبان را باید شناخت و آنها را انتخاب کرد.
اى بسا کسانى مىتوانند با مخاطبان خاصى ارتباط بگیرند، کسان دیگرى هم مىتوانند با مخاطبان دیگرى ارتباط بگیرند. مخاطب را بایستى انتخاب کرد. دستگاههاى مدیریتى حوزهی علمیه، در این زمینهها بایستى فعالیت و نشاط و برنامهریزى داشته باشند. مخاطبان و استفهامها و جریانهاى فکرى حاکم بر آنها را باید شناخت. امروز مباحث و شبهههاى جدید و حرفهاى تازهاى در دنیا مطرح است، بعضى از آنها هم داراى پایههاى علمى یا شبه علمى است. آن کسى که مىخواهد دین را تبلیغ کند، نظر دین را بیان کند یا به تعبیرى از دین دفاع کند - همیشه هم دفاع نیست، گاهى تبیین است - او بایستى بداند که این جریانهاى فکرى و این حرفهاى تازه در دنیا چیست؟ این شناخت، براى حوزههاى ما لازم است.» [17]
2.3. آشنایی نداشتن با مکانیزم تبلیغ
معروف است که تأثیر منفی تبلیغ بد از صد تخریب بیشتر است. این مطلب مشهور که تجربه نیز آن را تأیید میکند، ثابت مینماید: «آشنایی با شیوههای تبلیغ در حوزهی دین و به خوبی آشنا بودن با مکانیزمهای معقول و منطقی آن از وظایف مهم روحانیت است، زیرا آشنا نبودن سبب میشود که خود روحانی مانعی جدی بر سر تبلیغ دین باشد.»
مقام معظم رهبری در تببین ضعفهای تبلیغی موجود میفرمایند: «امروز دشمن از همهى روشها استفاده مىکند. من دیروز در جمع جوانها مىگفتم که امروز صدها سایت اصلى و هزاران سایت فرعى در اینترنت وجود دارد که هدف عمدهشان این است که تفکرات اسلامى و به خصوص تفکرات شیعى را مورد تهاجم قرار دهند. تهاجم هم تهاجم استدلالى نیست، از روشهاى تخریبى و از روشهاى روانشناسانه و غیره استفاده مىکنند. همهى اینها پاسخ دارد، پاسخهایش هم مشکل نیست. بایستى از این وسایل استفاده کرد. باید از آن چه که در اختیار داریم، حداکثر استفاده را بکنیم. ما نه از صدا و سیمایمان، نه از مطبوعاتمان و نه از بسیارى از منابر عظیم عمومىمان، چنان که باید و شاید، استفاده نمىکنیم. این ضعفهاى ماست، این ضعفها را بایستى کم کنیم. باید روزبهروز نقاط ضعف را کم و نقاط قوت را زیاد کرد و این ممکن است.» [18]
4. انتظارها
1.4. ارایهی مستدل و منطقی معارف اسلامی
لزوم ارایهی مستدل و منطقی معارف اسلامی به منظور تأثیرگذاری در لایههای عمیق ذهن مخاطب، از جمله مطالبات جدی رهبری از روحانیت است. در این راستا، تبلیغ دین باید توسط کسانی انجام گیرد که تسلط کامل بر اصول اعتقادی و شبهاتی که بر دین وارد میکنند، داشته باشند وگرنه نظریههای مغایر با احکام دین میدهند.
مقام معظم رهبری میفرمایند: «امروز حوزه نباید در صحنههاى متعدد فلسفى و فقهى و کلامى در دنیا غایب باشد. این همه سؤال در دنیا و در مسایل گوناگون مطرح است، پاسخ حوزه چیست؟ نه باید غایب باشد، نه باید منفعل باشد؛ هر دو ضرر دارد. فکر نو لازم است، پاسخ به نیازهاى نو به نو لازم است که دارد مثل سیل در دنیا مطرح میشود، باید شما برایش جواب فراهم کنید. جواب شما باید ناظر باشد به این نیاز و نیز ناظر باشد به پاسخهایى که مکاتب و فرقههاى گوناگون میدهند. اگر از جوابهاى آنها غافل باشید، پاسخ شما نمیتواند کار خودش را انجام دهد. باید پاسخ قوى، منطقى و قانع کننده بیاورید وسط. باید پاسخها در دنیا مطرح شود. امروز خوشبختانه وسایل ارتباطىِ سریع در اختیار همه هست. شما میتوانید این جا اقدامى بکنید، در آن طرف دنیا در همان ساعت، از شما بشنوند و استفاده کنند.
در زمینههاى گوناگون امروز نیاز وجود دارد، هم براى نظام اسلامى، هم در سطح کشور، هم در سطح جهان. تبیین معرفت شناسى اسلام، تفکر اقتصادى و سیاسى اسلام، مفاهیم فقهى و حقوقى که پایههاى آن تفکر اقتصادى و سیاسى را تشکیل میدهد، نظام تعلیم و تربیت، مفاهیم اخلاقى و معنوى، غیره و غیره، همهى اینها باید دقیق، علمى، قانع کننده و ناظر به اندیشههاى رایج جهان آماده و فراهم شود، این کار حوزههاست. با اجتهاد، این کار عملى است. اگر ما این کار را نکنیم، به دست خودمان کمک کردهایم به حذف دین از صحنهى زندگى بشر، به دست خودمان کمک کردهایم به انزواى روحانیت. این، معنى تحول است. این حرکت نو به نوى اجتهادى، اساس تحول است.» [19]
2.4. محدود نشدن به روشهای سنتی تبلیغ
از دید مقام معظم رهبری بهترین روش برای تبلیغ، شناخت مخاطب و آماده کردن مطالب مورد نیاز او، با زبان روز است. دین را باید در بهترین قالب و با بهرهگیری از هنر و به صورت هنرمندانه و استفاده از ابزار مدرن عرضه کرد. اکتفا به روش سنتی تبلیغ دین و راضی شدن شخص روحانی، به برگزاری یک نماز جماعت و صحبت در منبرهای مناسبتی با توجه به طیف محدود مخاطبان، امروزه به یقین، انجام وظیفه تلقی نخواهد شد.
مقام معظم رهبری در تبیین این خواستهی به حق، میفرمایند: «این نمىشود که در دنیا کامپیوتر باشد، سرعت از ساعت و دقیقه به ثانیه رسیده باشد، براى ذره ذرههاى وقت و انرژى حساب باز بشود، دانشگاهها و مراکز پژوهشى عالم براى دانشجویان و محققان و خرده محققان خودشان امکانات تحقیق را فراهم کنند اما ما طبق همان شیوههاى قدیمى که یک روز بزرگان ما (قدس الله اسرارهم الشریفة) عمل مىکردند - چون دستشان خالى بود - عمل بکنیم. مگر چنین چیزى ممکن و رواست؟ اصلاً جایز نیست. اینها چیزهایى است که باید تطور پیدا کند. نمىشود شما امروز که مىخواهید از این جا به تهران بروید، الاغى پیدا کنید و سوار آن بشوید و قدم به قدم از این جا به کوشک نصرت، از آن جا به علىآباد و نقاط دیگر بروید تا بعد از چهار، پنج روز به تهران برسید، چنین چیزى امکان ندارد. شما یک ماشین پیدا مىکنید و سوار آن مىشوید و یک ساعت، دو ساعت دیگر به تهران مىرسید، این وسیله در اختیار ماست. ما فقه هم مىخوانیم، اما از وسیلهى سریع السیر هم استفاده مىکنیم. مگر مانع و منافاتى دارد؟ ما فقه هم مىخوانیم، اما از کامپیوتر هم براى فقه استفاده مىکنیم. ما فقه هم مىخوانیم، اما از شیوههاى جدید تحقیق هم استفاده مىکنیم. در دنیا روشهاى ویژه و بسیار جدیدى براى تحقیق علوم غیرتجربى وجود دارد - فقه از علوم تجربى که نیست - از آنها هم استفاده مىکنیم. ما فقه هم مىخوانیم، اما از ابزارهاى کار دست جمعى هم استفاده مىکنیم.» [20]
حرف آخر
آن چه خواندید نگاهی بود هرچند گذرا به دو خواستهی مقام معظم رهبری از روحانیت: «حضور مستمر و فعال در جامعه» و «تبلیغ دین»؛ در این مقاله تلاش شد با کمک بیانات مقام معظم رهبری در طول سالهای گذشته به شرح و بسط این دو خواسته پرداخته شود. بدیهی است که بررسی بیشتر و عمیقتر پیرامون این دو خواسته و دیگر خواستههای مقام معظم رهبری و شناخت راهکارهای عملی و پیاده کردن آنها، از وظایف مهم حوزهی علمیه و سازمانهای وابسته میباشد.(*)
پینوشتها:
[1] بیانات در دیدار اعضای نمایندگى رهبرى در دانشگاهها، 20/4/89
[2] سورهی بقره، آیهی 44
[3] سورهی صف، آیههای 2 و 3
[4] اصول کافی، ج 1، ص 18
[5] بحارالانوار، ج 5، ص 198
[6] بیانات در دیدار روحانیون استان سمنان، 17/8/85
[7] نهج البلاغه، نامهی 53
[8] بیانات در جمع دانشجویان و اساتید دانشگاه صنعتى امیرکبیر، 9/12/79
[9] نهج البلاغه، نامهی 53
[10] بیانات در دیدار مسؤولان عقیدتى، سیاسى نیروى انتظامى، 23/10/83
[11] بیانات در آغاز درس خارج فقه، 14/6/74
[12] بیانات در دیدار با جمعى از نخبگان حوزهی علمیهی قم، 13/9/74
[13] بیانات در دیدار روحانیون استان سمنان، 17/8/85
[14] بیانات در دیدار دانش آموزان و دانشجویان، 10/8/74
[15] بیانات در دیدار علما، روحانیون و مبلغان در آستانهی ماه محرم، 23/1/78
[16] بیانات در دیدار با اعضاى شوراى مرکزى نمایندگان ولى فقیه در دانشگاههاى کشور و مسؤولان دفاتر نمایندگى، 8/7/69
[17] بیانات در آغاز درس خارج فقه، 28/7/78
[18] بیانات در دیدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى، 27/11/79
[19] بیانات در دیدار طلاب، فضلا و اساتید حوزهی علمیهی قم، 29/7/89
[20] بیانات در جمع طلاب و فضلاى حوزهی علمیهی قم،1/12/70
*حجت الاسلام مصطفی عزتی؛ استاد حوزهی علمیه اصفهان/انتهای متن/
خدایا ما را حسینی زنده بدار